بررّسی عدالت صحابه درقرآن | ... | |
مقدمه : در این مقاله ابتداآیاتی که مورداستناداهل سنّت است نقدشده سپس عدل تعریف شده و سپس آیاتی که مربوط به نکوهش صحابه است بیان شده است. آیات مورداستناداهل سنّت درادّعای عدالت تمام صحابه: اهل سنّت به آیات ذیل جهت عدالت صحابه استنادکرده اند: 1)محمّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْكُفَّارِ رُحَمَاء بَيْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُكَّعاً سُجَّداً يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَاناً سِيمَاهُمْ فِي وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِكَ مَثَلُهُمْ فِي التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِي الْإِنجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بِهِمُ الْكُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْراً عَظِيماً. (29/فتح) محمّد، فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند بر كافران سرسخت و در ميان خودشان با يكديگر مهربانند، همواره آنان را در ركوع و سجود مىبينى كه پيوسته فضل و خشنودى خدا را مىطلبند؛ نشانه آنان در چهرهشان از اثر سجود پيداست، اين است توصيف آنان در تورات، و اما توصيفشان در انجيل اين است كه وجودشان چون زراعتى است كه جوانههاى خود را رويانده پس تقويتش كرده تا ستبر و ضخيم شده، و در نتيجه بر ساقههايش [محكم و استوار] ايستاده است، به طورى كه دهقانان را [از رشد و انبوهى خود] به تعجب مىآورد تا خدا به وسيله [انبوهى و نيرومندى] مؤمنان، كافران را به خشم آورد. [و] خدا به كسانى از آنان كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام دادهاند، آمرزش و پاداشى بزرگ وعده داده است. 2) والسابقون الا و لون من المهاجرین و الانصار و الذین اتبعوهم باحسان رضی الله عنهم و ضوا عنه و اعدلهم جنات تجری تحتها الانهار خلدین فیها ابدا ذلک اغوز العظیم. (100/توبه) پيشگامان نخستين از مهاجران و انصار و كسانى كه به نيكى و درستى از آنان پيروى كردند، خدا از ايشان خشنود است و آنان هم از خدا راضى هستند؛ برايشان بهشتهايى آماده كرده كه از زيرِ [درختانِ] آن نهرها جارى است، در آنجا براى ابد جاودانهاند؛ اين است كاميابى بزرگ. 3) لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا. (يقيناً خدا از مؤمنان هنگامى كه زير آن درخت [كه در منطقه حديبيه بود] با تو بيعت مىكردند خشنود شد، و خدا آنچه را [از خلوص نيّت و پاكى قصد] در دل هايشان بود مىدانست، در نتيجه آرامش را بر آنان نازل كرد، و پيروزى نزديكى را [كه پيروزى در خيبر بود] به آنان پاداش داد. (فتح/18) ابن تیمیه ذیل این آیه ی شریفه گفته است: رضا از صفات قدیمی خداوند میباشد و تنها از بندگانی اعلام رضایت میکند که میداند موجبات رضای خدا را فراهم میکنند و خداوند از هر کسی راضی شود، هیچ وقت بر او خشمگین نمیگردد، و خداوند رضایت خود را از هر کس اعلام کرده باشد؛ بطور یقین آنشخص بهشتی است؛ و اگر اعلام رضایت خدا بعد از ایمان شخص باشد، این بخاطر ذکر مدح و ستایش او است، و اگر خداوند بداند که بعد از کارهای نیک، فرد دچار کارهای ناشایست میشود جزو آنان بحساب نمیآید1. اهل سنّت برای تأییداستنادخودبه این آیه ی شریفه به روایتی ازمسلم درصحیح استنادمی کنندکه عبارت است از: پیامبر (ص) فرمودهاند: «لا یدخل النار إن شاء الله من أصحاب الشجرة أحد؛ الذین بایعوا» «هيچ فردى از اصحاب شجره كه با رسول الله ص بيعت كردند به دوزخ داخل نخواهد شد.»2 اهل سنت به آیات دیگری نیز برای اثبات عقیده خود تمسّک کرده اند که برای پرهیز از اطاله سخن از نقل و نقد آنها خودداری می شود. پاسخ شیعه به این ادّعای اهل سنّت شیعه درباره صحابه معتقد است که هر چند صحابی پیامبر بودن یک افتخار می باشد و هر چند نمی توان خدمات ارزنده، مجاهدات خالصانه و نقش آشکار آنها را در تحکیم و پایداری اسلام منکر شد و نیز نمی توان دلالت و صراحت آیات قرآن کریم در تعریف و تمجید از آنها را نادیده گرفت، اما به هیچ وجه نمی توان همه ی آنها را در یک سطح واندازه دانست، چنان که نمی توان فضیلت عدالت و اجتهاد را برای همه ی آنها به نحو عام و مطلق منظور کرد و نیز نمی توان تمجیدات و تعریفات قرآن را بهانه ای برای مصونیّت آنها از گناه به ویژه مصونیت دائمی و مادام العمری آنها دانست.برای ردّاین ادّعاهم پاسخ عقلی وجودداردهم پاسخ نقلی که پاسخ عقلی عبارت است ازاین که:آیا معقول است که اسلام، ما را از پذیرش کورکورانه و مقلّدانه ی معتقدات دیگران بازدارد، اما همزمان ما را توصیه کند یک مجموعه ی کثیری را بدون تحقیق و بررّسی رسما به عدالت و اجتهاد بشناسید و رفتار و گفتار آنها را الگو و سرمشق خود قرار دهید؟ آیا عقلا پذیرفته است، اسلام همگان را دعوت کند که عقل و فهم خود را درباره ی صحابه تخطئه کنید و به جای نقّادی عملکردها، به توجیه و تأویل همه ی اقوال و اعمال آنها بپردازید و حتّی رذیلانه ترین اعمال آنها همچون قتل، غارت، زنا و فحشا را به نام اشتباه در اجتهاد توجیه کنید و نهایتا در برخورداری از یک ثواب به دلیل تلاش در اجتهاد آنها را طلبکار بدانید؟معقول نیست که صرف دیدار پیامبر، همچون کیمیایی، شخص را بر خوردار از عدالت و اجتهاد نماید; چنان که از دیدگاه عقل پذیرفته نیست که پیامبر اسلام مدال ارزشمند عدالت و اجتهاد را بر گردن همه کسانی که او را دیدار کرده اند و اظهار اسلام نموده اند که تعداد آنها به هزاران و بلکه ده ها هزار تن می رسد بیاویزد. اکنون قسمتی از حوادث و پیش آمد های تاریخی را از کتاب های معتبر تاریخ و از مدارک اصلی و اولی در آورده و در دسترس قرار داده می شودتا خواننده ی ارجمند بتواند با مطالعه ی آنها شخصّیت واقعی صحابه را بشناسد ، و با افکار و عقاید و مشخّصات روحی آنها آشنا گردد. مورد اول حال بایددیدمعناومفهوم صحابه وعدالت چیست ومنظورازصحابه درقرآن کریم چه کسانی هستند؟علمای اهل سنّت تعاریف متفاوتی ازصحابه ارائه نموده اندازجمله: برخی معتقدند هر کس یک ماه یا یک روز یا یک ساعت با پیامبر همراهی و مصاحبت داشته یا آن حضرت را دیده باشد جزء صحابه پیامبر به حساب می آید.10 . برخی دیگر می گویند هر کس پیامبر را دیده باشد و در زمان او به اسلام گرویده و به آن راضی گردیده باشدهرچندبه مدّت یک ساعت بوده باشدصحابه پیامبربه شمارمی آید.11 واقدی شرط می کند که پیامبر را در زمان بلوغ و یا بعد از آن دیده باشد ولی سیوطی این شرط را لازم نمی داند، از این رو افرادی مانند محمد بن ابی بکر که در زمان رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله سه ماهه بوده است را جزء صحابه می داند.12 به نظر محقّقان اهل سنّت بهترین تعریفی که برای صحابه شده این است:«من لقی النبی صلی الله علیه و آله فی حیاته مسلما و مات علی اسلام»« کسی که پیامبر را در حال حیاتش ملاقات کرده و در زمان حیات او به اسلام گرویده باشد، و مسلمان از دنیا رفته باشد.13 ابن حجر عسقلانی نیز می گوید:« واصح ما وقفت علیه من ذلک ان الصحابی من لقی النبی صلی الله علیه و آله مومنابه ومات علی الاسلام» «بهترین تعریفی که در معنای صحابه بدان اطلاع پیدا کردم این است که صحابه کسی است که پیامبر را ملاقات کرده و به او ایمان آورده و با اعتقاد به اسلام از دنیا رفته است.» بنابراین، هم کسانی که مصاحبت آنها با پیامبر طولانی بوده است و هم کسانی که مصاحبت آنها کوتاه بوده است، هم افرادی که از او روایت کرده اند و هم افرادی که روایت نکرده اند، هم اشخاصی که با او در جنگ، همراهی داشته اند و هم اشخاصی که همراهی نداشته اند، هم کسانی که او را دیده اند هر چند مجالستی نداشته اند و هم کسانی که به خاطر عارضه ای مانند نابینایی او را ندیده اند (مثل ابن ام مکتوم) در این تعریف داخل می شوند. ابن حجر در ادامه می گوید:«این تعریف مبنی است بر قول اصح که مختار محققینی مانند بخاری و استادش احمدبن حنبل و پیروان آن دو است، در این رابطه اقوال دیگری وجود دارد که شاذند» ا14 علمای اهل سنت در مورد شناسایی صحابه پیامبر راه های مختلفی مانندنقل متواتر، شهرت، استفاضه، گواهی یکی از صحابه، ادعای خود شخص به شرط معاصر بودن با پیامبر و عادل بودن را ذکرمی کنند. اما در مکتب اهل بیت صحابه کسی است که در قاموس های لغت عرب آمده است: (كلمات: “اصحاب و صحابه” كه به معنى ياران است از فعل صَحِبَ، يَصْحَبُ يارى كرد، يارى مى كند) گرفته شده است. و مصدر آن “صُحبة” به ضم “صاد” . “صَحابَة” به فتح “صاد” مى باشد صاحَبَ: همدم شد، معاشرت كرد، دوست گرفت، دوست شد، همنشين گرديد، اطاعت كرد و پيروى نمود. صاحِب: معاشر، يار، رفيق، رام، فرمانبردار، همنشين، پيرو، همراه، سرپرست، و يا حافظ چيزى. معنى و مفهوم صحابه در قرآن كريم خداى تعالى قرآن را به زبان عربى نازل فرموده كه بهترين مرجع يقينى منحصر به فرد براى لغت عربى است. زيرا قرآن سخن خدايى است كه علم يقينى به تمام جوانب اين لغت دارد. در قرآن كريم كلماتِ تُصاحِبُنى، صاحِبُهما، صاحِبُهُ، صاحبتهُ و اصحاب مجموعاً نود و هفت بار تكرار شده است. شايان ذكر است كه در قرآن كريم به دو كلمه “صحابه” و “صُحبة” برنخوردیم. بابررّسى تمامى كلمات و مشتقّاتى كه در قرآن آمده نتيجه مى گيريم كه موارد استعمال اين كلمه در قرآن تمام معانى لغوى را كه اشاره كرديم دربر مى گيرد.بنابر اين لفظ صحبت ممكن است گاهى در يك معنا و زمانى در معانى مختلف باهم استعمال شود گاهى در همه مفاهيم خير و زمانى در همه مفاهيم شر استعمال شود. تعریف عدل: عدل که یکی از اسماء الله است در لغت مقابل جور و ستم قرار دارد. دلایل نقلی در پاسخ به آیه اول (فتح/29) باید گفت:اولا: از این آیه استفاده نمی شود که همه ی صحابه دارای عدالت بوده اند; زیرا این آیه در صدد بیان ویژگیهای پیامبر اسلام و مؤمنان همراه اوست; اگر وصفی درباره گروهی گفته شود معنایش این است که این مجموعه با توجّه به راه و مسیری که در پیش گرفته اند (ایمان و همراهی با پیامبر) دارای این وصف هستند، نه این که تک تک آن گروه لزوما دارای این وصف می باشند; مثلا اگر درباره اهل یک شهر یا افراد یک صنف یا پیروان یک شخص، ویژگیها و اوصافی (چه به مدح و چه به ذم) گفته شود، معنایش این نیست که همه ی افراد آن شهر یا صنف یا همه پیروان آن شخص لزوما دارای این ویژگیها هستند. شاهد روشن بر این معنا ذیل همین آیه است که می فرماید:« وعد الله الذین آمنوا و عملوا الصالحات منهم مغفرة و اجرا عظیما»یعنی: خداوند به کسانی که از میان آنها ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند، وعده مغفرت و پاداش عظیم داده است. این آیه صریح در این است که همه همراهان پیامبر دارای این ویژگیها نبوده اند. ثانیا: به فرض که آیه مزبور بر وجود این اوصاف در همه اصحاب پیامبر دلالت داشته باشد، به هیچ وجه بر این معنا دلالت ندارد که این ویژگیها برای آنها تا آخر عمر تضمین شده است و هرگز هیچ کس در هیچ شرایطی فاقد این اوصاف نخواهد شدواین آیه درصدد بیان چنین تضمینی نیست. در پاسخ آیه دوم (توبه/100) باید گفت:اولا: این آیه نیز، همانند آیه ی پیشین دارای عموم نیست زیرا قسمت اول آیه تنها ناظر به پیشگامان از مهاجرین و انصار است، نه همه آنها و قسمت دوم آیه نیز قید «اتبعوهم باحسان » را آورده است و این قید نشان می دهد همه آنها دارای این ویژگی نیستند. در پاسخ آیه سوم (فتح/18) نیز باید گفت: اولا: این آیه مربوط به گروه خاصّی است که در حدیبیه در زیر درخت با پیامبر بیعت نمودند نه همه صحابه، مگر همه صحابه برای انجام عمره همراه پیامبر در سال ششم هجرت شرکت داشته اند که در بیعت شجره با پیامبر بیعت کنند؟ ثانیا: این آیه بیانگر رضایت خداوند از همان کار خاص; یعنی بیعت با پیامبر جهت وفاداری و مقاومت است نه از همه کارهای آنها . تعبیر آیه این است که خداوند از آن مؤمنین به دلیل این که - یا هنگامی که . با تو بیعت کرده اند راضی است . ثالثا: این رضایت و وعده ای که خداوند به آنها داده است منوط به این می باشد که عهد شکنی و بیعت شکنی نکنند; یقینا کسانی که نقض بیعت و عهد کردند مشمول این آیه نیستند . شاهد بر این معنا، آیه20 همین سوره است که می فرماید:ای رسول خدا! به حقیقت، آنان که با تو بیعت می کنند با خدا بیعت می کنند; دست خدا بالای دست آنهاست; پس هر کس این بیعت را نقض کند بر زیان خویش، آن را نقض کرده است و هرکس به آن وفا کند بزودی خداوند پاداش بزرگ به او خواهد داد.این آیه بخوبی نشان می دهد وعده ای که در آیه 29 همین سوره داده شده، وعده مشروط بوده است نه وعده تضمینی و همین نکته شاهد خوبی است برمدّعایی که در پاسخ آیات دیگر بیان شد. این سه نمونه ازنقدآیات مورداستناداهل سنّت بودکه ضعف دلالت آنهاثابت شد قرآن کریم علاوه برآن که برخی از اصحاب رسول الله را با عناوینی چون سابقین در اسلام یاد کرده است و گروهی دیگر را بیعت کننده در زیر درخت معرّفی می کند و درباره عدّه ای از عناوینی همچون ( مهاجرین الذین اخرجوا من دیارهم)استفاده می کندودرموردیکی ازآنان به نام علی بن ابیطالب(ع)می فرماید:« و من الناس من یشتری نفسه ابتغاء مرضات الله و الله رئوف بالعباد» ( بقره /27)درمورد عدّه ای دیگرازتعابیری چون: مریض استفاده می کند. ،همچنین از برخی صحابه نکوهش کرده و تعابیری همچون منافق وفاسق و مریض القلب و گنهکار را در مورد آنها بکار برده است که سابقین وبیعت کنندگان موردبررّسی قرارگرفتند اینک به بررسی آیاتی که برخی صحابه راموردنکوهش قرارداده پرداخته می شود: 2)فا سقان 3)افرادمریض القلب 4)افرادی که ایمان قلبی وواقعی ندارند: 5)پشت کنندگان درجنگ: 6):فرارکنندگان درجنگ: اما امامیه اتفاق نظر دارند که در جنگ احد هر سه خلیفه ثابت قدم نبوده اند16.. نتیجه گیری : از برخی آیات این مطلب برداشت می شود که برخی از اصحاب رسول الله در درجه بسیار بالایی از ایمان قرار داشتند مانند حضرت علی علیه السلام ، حمزه، سلمان ، اباذر مقداد ، ابودجانه ، مصعب بن عمیر و … 100 سوره توبه،18و29 فتح ، 23 احزاب ،173 ال عمران ،8.9 حشر ، 95 نساء و 207(33) وازبرخی آیات فهمیده می شودکه برخی از اصحاب ایمان کامل و قوی نداشته بلکه در زمره منافقین بودند ( مانند ” ولید بن عقبه “که به عنوان فاسق خطاب شده است.) پی نوشتها: 1- الصارم المسلول: 572 – 573؛ ناشر: دارالکتب العلمیه تعلیق: محمد محیی الدین عبدالحمید. 2-صحیح مسلم: کتاب فضائل الصحابه، باب من فضائل اصحاب الشجره: حدیث (2496) 3-نقش عاشیه در تاریخ اسلام ، جلد 2 صفحه15 خط اول با کمی تصرف . ( ترجمه محمد صادق نجمی – هاشم هریسی 4- سقیفه علامه عسگری صفحه20 خط26 5- فراز های از تاریخ پیامبر صفحه451 خط 21 و صفحه252. 6- همان صفحه453 خط 11 7- نقش عاشیه در تاریخ اسلام جلد 3 صفحه60 خط 21 8-الاغانی ابوالخرج اصفهانی 6/355-356 ، الاستیعاب ، صفحه690 به نقل از سقیفه علامه عسگری صفحه140 خط سوم 9- همان صفحه141 خط اول 10- مع شیعه الامامیه فی عقائدهم صفحه172 خط 14 و ترجمه معلم المدرستین جلد1) صفحه135 11-همان، صفحه168 خط10. 12-همان صفحه 168 خط13. 13- لسان العرب جلد1 صفحه603 خط12 14- اسفارجلد2 صفحه25 31 15-تفسیر صافی جلد 6 صفحه516 خط 12 16- نهج البلاغه ابن ابی الحدیدبه نقل ازتفسیرصافی جلد 2 صفحه 126خطّ328 فهرست منابع ومآخذ: قرآن کریم نهج البلاغه 1-فیروزی آبادی ،مجد الدین محمدبن یعقوب/قاموس المحیط /داراحیاء تراث العربیه/بیروت /1424ه.ق منبع:http://www.rasekhoon.net
صفحات: 1 · 2
[شنبه 1394-11-17] [ 08:32:00 ق.ظ ]
لینک ثابت
|