ملا محمد کازرونی گوید: شبی در عالم خواب  بستان وسیعی را -که چشم آخرش را نمی دید-مشاهده کردم و در ان قصر بزرگ و با شکوهی را دیدم و در حیرت بودم که از آن کیست؟ار دربانی پرسیدم ، گفت: این قصر متعلق به حبیب نجار شیرازی است. من او را می شناختم و با او رفاقت داشتم و در ان حال غبطه مقام او را می خوردم .

ادامه مطلب :

پس ناگاه صاعقه ای از آسمان بر ان افتاد و به یک باره قصر و بستان را به آتش کشید و از هول ووحشت از خواب بیدار شدم و دانستم از او گناهی سر زده که سبب محو مقام او شده . فردا به ملاقاتش رفتم و گفتم: شب گذشته چه عملی از تو سر زده ؟ گفت: هیچ . او را قسم دادم و گفتم: رازی است که باید کشف گردد. گفت: شب گذشته  در فلان ساعت با مادرم گفتگویم شد و بلاخره کار به زدنش کشید.

خواب را برایش نقل کردم و گفتم : به مادرت اذیت کردی و چنینی مقامی را از دست دادی.

حقوق والدین و اولاد ، سید محمد تقی مقدم ، ص173

موضوعات: اخلاقی
[یکشنبه 1390-03-29] [ 08:30:05 ق.ظ ]