nt> Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA yles DefLockedState="false” DefUnhideWhenUsed="true” DefSemiHidden="true” DefQFormat="false” DefPriority="99″ LatentStyleCount="267″> UnhideWhenUsed="false” QFormat="true” Name="heading 1″ />

اِنَّکُم اِلَینا لا تُرجَعُون

آیا می پنداریدکه شما را بیهوده آفریده ایم و شما به نزد ما بازگردانده نمی شوید!؟

لذا خواجة شیرازکه تربیت یافتة مکتب قرآن است وبه روشنی ازاهمیّتِ جایگاهِ این موضوع درخوشبختیِ آدمی آگاه است وناکامی اورا دراثرچنین غفلتی میداند، درمیان خلقِ تصاویرِشاعرانه، گهگاه به مناسبتی و بطور غیرمستقیم، خطاب به خود و در واقع به تمامی انسانهای جویای سعادت وموفقیّت یادآوری می نماید : عیـان نشد که چـرا آمدم ، کجا رفتـم     دریغ و درد که غافل ز کار خویشتنم

آنچه مُسلَّم است آنکه هدف از زندگیِ ما، بندگی و عبادتِ خالق بی همتایِ هستی است که لازمة آن معرفت و شناخت نسبت به قوانین نظامِ خلقت است وازآنجا که هریک از ما به عنوان اشرفِ مخلوقات، منحصر به فرد هستیم وموظّف به ایفای نقش خاصِّ خود در این مجموعة هدفمند  لذا نیازمند آنیم که با نشانه هائی که خداوند درجلوه های خلقت پیش روی ما قرار داده است، آشنا گردیم. این حقیقت را در کلام حافظ ببینید:

عارفی کو که کُند فهـم زبانِ سوسن        تا بپُرسد که چرا رفت و چرا باز آمد

سرمایة زندگی ما، آنچنان ارزشمند است که حضرات ائمة معصومین سلام الله علیهم اجمعین با نگاهی هدفمند به زندگیِ جاویدان و اُخرویِ انسان هرگزاو را از توجّه به زندگیِ دنیا و برنامه ریزی مؤثر برای آن برحذر نداشته اند، بلکه به تعبیر پیامبر گرامی اسلام(ص) دنیا را مزرعة آخرت دانسته و جویندگانِ خوشبختی واقعی را ترغیب وتشویق به غنیمت شمردن فرصتها با استفاده از اصول هدف گذاری و برنامه ریزی نموده اند :

برای آخرتت چنان کارکُن که گوئی امروز آخرین روز زندگی تُوست وبرای دنیایت نیز چنان به فعّالیت مشغول شو که گوئی در آن جاویدان هستی.

این واقعیت اگرچه در دنیای متمدن امروزی از دیدِ بسیاری از انسانهای بی هدف و گرفتارِ روزمرّگی ها  قابل درک نیست اما اندیشمندانِ جوامع غربی سالهاست که مردمان سیارة زمین را به بیدار شدن از خواب غفلت فرا میخوانند. نویسندگان، سخنرانان، محقّقان و حتی هنرمندانی که از زبانِ تمثیل استفاده میکنند، خود را نسبت به سرنوشت جوامعِ رو به انحطاطِ خود مسئول میدانند و هریک به نوعی سعی در تفسیرِمفهومِ زندگی دارند : مثل شقایق زندگی کن ؛ کوتاه اما زیبا ، مثل پرستو کوچ کن ؛ فصلی اما هدفمند                     مثل پروانه بمیر؛ دردناک اما عاشق

دکتر نیل پُستمن، استاد و محقق برجستة علوم ارتباطات در دانشگاههای آمریکا در کتاب واقع بینانة « زندگی در عیش، مُردن در خوشی» مینویسد: اگرامروز بخواهیم نظری به نَماد ومظهری بیفکنیم که گویایِ خصلت وآرمانهای ملتِ آمریکا باشد باید نگاه خود را به سوی لاس وگاس (شهری در صحرای نوادا) بگردانیم، شهری که تمامِ همّ خودرا بطور کامل وتمام عیاروقف تدارک سرگرمی وتفریح کرده است. به همین خاطراین شهرجلوه گرِ روحِ آن فرهنگی شده است که ذهن و فکر و گفتار عامة مردمِ آن بیشتر و بیشتر در سرگرمی و تفریح خلاصه می شود . بدون هرگونه اعتراض و انتقادی و حتی بدون آنکه افکارعمومی لحظه ای به خود آید، سیاست، دین، اخبار، ورزش، مسائل تربیتی و امور اقتصادی، همه وهمه در چنگالِ نمایشهای تفریحی و سرگرم کننده گرفتار آمده است . ما آمریکائی ها ملّتی شده ایم که سخت برآنست که خود را در سرگرمی و تفریح هلاک کند .

فرجامِ چنین زندگیِ تُهی وگسسته ازاهدافِ ارزشمند وبی بهره ازکرامتِ وجودیِ انسان (که خلیفة خداونددر روی زمین است) را از زبان حضرت حافظ بشنویم:

به کوی میـکده گریان و سرفکـنده روم          چرا که شرم همی آیدم ز حاصل خویش

اما به راستی دراین غوغای پُرفریب، ما برای نجات زندگی خود وخانوادة خویش ازورطة لذّتجوئیها ودنیازدگیهای بی هدف و بیحاصل چه میتوانیم انجام دهیم؟ « عزیزمن ؛ هرگز از زندگی اینگونه سخن مگو که گوئی بدون حضور تو، بدون کار تو، بدون نگاه انسانی تو، بدون توانِ درگیری و مقاومت تو، بدون مبارزة تو، پافشاری و ایمان تو، باز هم زندگی است و می تواند زندگی باشد، نه هرگز ! زندگی کارمایة انسان است و مجموعة آرزوها و آرمانهای انسان که بدون انسان هیچ است و کم از هیچ . زندگی به هرحال چیزی است متعلّق به انسان ، برخاسته از انسان و سرچشمه گرفته از قدرتهای مثبت و منفی انسان . » نادر ابراهیمی ، چهل نامة کوتاه به همسرم

برایان تریسی درمقدمة کتابِ «راهکارهای موفقیّت» مینویسد: «من همیشه به موضوع خوشبختی علاقمندبودم وبرای اطّلاع ازآن، روانشناسی، فلسفه علوم دینی، متافیزیک، انگیزه و موفقیّتهای شخصی رامطالعه کردم. روی هم رفته، می توانم بگویم درمدت بیست وپنج سال، بیست هزار ساعت مطالعه کردم. بیست سال طول کشید تا نگرانی ام از بابت پول برطرف شد و… در سال 1981 سیستم موفقیّتی را برای استفادة دیگران تدارک دیدم.» اودر فصل هشتم کتاب خود با عنوانِ « هدف اصلی » و با اشاره به اینکه : « در این فصل می آموزید که چگونه روان درمانگرِ خود باشید »  آورده است : « بزرگترین خصوصیّت و امتیازی که هر شخص می تواند داشته باشد آرامشِ ذهن است. توانائی شما برای رسیدن به آرامش ذهن شاید مُهم ترین معیاری است که نشان می دهد شما در چه شرایطی قرار دارید. وقتی آرامش درون، بزرگترین هدف شما می شود و فعالیت های شما را سازمان می دهد، می توانید به زندگی مؤثرتری برسید. »

به یاد آوریم آنچه این نویسندة موفقِ آمریکائی پس از سالیان متمادی تحقیق و تجربة شخصی، بدست آورده وسعی میکند دیگران را نیز از آن آگاه نماید، در فرهنگ اسلامیِ ما تعبیر به « طُمأنینه » گردیده است و راهِ وصول به آن را نیز شنیده ایم : اَلا بِذکرالله تطمئنّ القلوب دل آرام گیرد زیاد خدا اندیشمندانِ بی ادّعا وحقیقت جوئی که در میان ما زیسته اند نیزبا هدف رُشد وتعالی زندگی فردی واجتماعی ما از جنبه های مختلف به این موضوع پرداخته اند:

خانة دل را از تعلّقاتِ مادّی خالی و فارغ نگه داشتن و بُتهای سیم و زر را از کعبة دل فرود آوردن و شکستن شرطِ حصولِ کمالات معنوی و رشد شخصیت واقعی انسان است. (متفکر شهید استاد مرتضی مطهری، مجموعه آثار 16، ص532)

از موضوعات اساسی وقابل توجّه درمباحث مربوط به موفقیّت، مسئلة «زندگیِ هدفمند» است چنانچه درآیة 115سورة مبارکة مؤمنون میخوانیم: اَفَحَسِبتُم اِنَّما خَلَقناکُم عَبَثاً وَ اِنَّکُم ا…" data-path="../../plugins/share_plugin/img/">
موضوعات: اخلاقی
[دوشنبه 1392-12-05] [ 08:59:00 ق.ظ ]